تبليغاتX
دختر شرقی
پنجشنبه هفتم آبان 1388
نوشته شده توسط ساینا در 20:17 با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند
چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند
همه ازحجره‌ها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند
گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند
به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان نامسلمان را گرفتند
به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز، مردان را گرفتند    

 سراغ سفره ها، نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان راگرفتند
یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند
یکی آفتابه دزدی گشت افشاء
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند
یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند
فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالف‌های ایشان را گرفتند
بده مژده به دزدان خزانه
که شاکی‌های آنان را گرفتند
چو شد در آستان قدس دزدی 

گداهای خراسان را گرفتند
به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند
نمیخواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند
غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند
چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند
به قم از روی توضیح‌المسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند
به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند
به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدائی شد که چوپان را گرفتند
به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان راگرفتند
مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بند تنبان را گرفتند
همه این‌ها جهنم، این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند

 

نوشته شده توسط ساینا در 22:59 با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه هشتم مهر 1388
وقتي تو مي گويي وطن من خاک بر سر مي کنم
گويي شکست شير را از موش باور ميکنم
وقتي تو ميگويي وطن بر خويش مي لرزد قلم
من نيز رقص مرگ را با او به دفتر مي کنم
وقتي تو مي گويي وطن يکباره خشکم مي زند
وان ديده ي مبهوت را با خون دل تَر مي کنم
بي کوروش و بي تهمتن با ما چه گويي از وطن
با تخت جمشيد کهن من عمر را سر مي کنم
وقتي تومي گويي وطن بوي فلسطين مي دهي
من کي نژاد عشق با تازي برابر مي کنم
وقتي تو مي گويي وطن از چفيه ات خون مي چکد
من ياد قتل نفس با الله و اکبر ميکنم
وقتي تو ميگويي وطن شهنامه پرپر مي شود
من گريه بر فردوسي آن پير دلاور ميکنم
بي نام زرتشت مَهين ايران و ايراني مبين
من جان فداي آن يکتا پيمبر مي کنم
خون اوستا در رگ فرهنگ ايران مي دود
من آيه هاي عشق را مستانه از بر مي کنم
وقتي تو مي گويي وطن خون است و خشم وخودکشي
من يادي از حمام خون در تَلِ زَعتَر(اردوگاهي در فلسطين) ميکنم
ايران تو يعني لباس تيره عباسيان
من رخت روشن بر تن گلگون کشور مي کنم
ايران تو با ياد دين، زن را به زندان مي کشد
من تاج را تقديم آن بانوي برتر مي کنم

 

 

ايران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
من کيش مهر و عفو را تقديم داور ميکنم
تاريخ ايران تو را شمشير تازي مي ستود
من با عدالتخواهيم يادي ز حيدر ميکنم
ايران تو مي ترسد از بانگ نوايِ ناي و ني
من با سرود عاشقي آن را معطر ميکنم

نوشته شده توسط ساینا در 2:43 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه سوم آذر 1387
 

 

 

ندانی که ایران نشست من است   ***   جهان سر بسر زیر دست من است

 

 

همه یکدلانند و یزدان شناس   ***   به نیکی ندارند از بد هراس

 

 

دریغ است ایران که ویران شود   ***   کنام پلنگان و شیران شود

 

 

چو ایران نباشد تن من مباد   ***   بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

 

 

همه روی  یکسربجنگ اوریم   ***   جهان بر بد اندیش تنگ اوریم

 

 

  همه سر بسر تن به کشتن دهیم   ***  از ان به که کشور به دشمن دهیم

نوشته شده توسط ساینا در 23:28 با موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه نهم آبان 1387
Entry for October 29, 2008  

ز شیر شتر خوردن و سوسمار                      عرب را جایی رسیدهاست کار

که تاج کیانیکند آرزو                                       تفو بر تو ای چرخ گردون تفو 

 

نوشته شده توسط ساینا در 0:9 با موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
ایرانیان ، فرزندان راستین کوروش بزرگ از 365 روز سال 3 روز خود را فدای کوروش بزرگ کنید

کمیته نجات پاسارگاد  به فرنود اینکه 3 سال بزرگداشت روز جهانی کوروش بزرگ در 7 آبان گرفته می شد فرخوان خود را در 7 آبان اعلام کرده . ساعت دقیق این فرخوان بزودی از تارنمای این کمیته اعلام خواهد و در همین تاپیک نوشته خواهد شد 7 آبان ساعت ....

روز جهانی کوروش 29 اکتبر ، امسال 8 آبان خواهد بود پس در این روز نیز در کنار آرامگاه کوروش خواهیم بود - 8 آبان ساعت 2 بعد از ظهر



به یاری اهورای ایران زمین با گرد هم آمدن به دور آرامگاه کوروش فریاد خواهیم زد که کوروش بزرگ بیدار شو و ببین که ما هستیم 

 

                                   پاینده ایران اهورایی


نوشته شده توسط ساینا در 19:53 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه شانزدهم مهر 1387
کوروش بزرگ دگر بار فرزندان راستین خود را به یاری می خواند . در روز 29 اکتبر روز جهانی کوروش بزرگ ( 8 آبان ) و نوروز 88  در پاسارگاد به گرد هم آییم . تا یگانگی خود را بیش از پیش به رخ فرزندان ضحاک بکشیم  و برای توقف آبگیری سد ننگین سیوند که نابودی پاسارگاد را سرانجام می شود اعتراض کنیم
کوروش بزرگ باید دگر بار فرزندان خود را در کنار خود ببینید
دست یاری به سوی شما  ، ای هم میهن  دراز می کنیم تا در این حرکت ما را تنها نگذارید
اطلاعات دقیق تر در هفته های پایانی اعلام خواهد شد . دوستان تارنما و تارنگار نویس ، با نوشتن این فرخوان و آنرا به گوش ایرانیان برسانید
 

                                      پاینده ایران اهورایی

نوشته شده توسط ساینا در 0:11 با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه نهم مهر 1387

درودبردوستان هم میهن

باتوجه به ناقص بودن نوشته هایی که  درمتن این پست بود من حذفش کردم و برای  آگاهی 

کامل از تار یخچه این مراسم به  وبلاگ دوست خوبم آرش ایزدمهر  مراجعه کنید . http://manshoorkorosh.blogfa.com/

رhttp://www.aariaboom.com/content/view/563/2/ یا به این تارنما مراجهع کنید.

با سپاس از شما و سپاس از آریای خوبم که مرا  متوجه این نقص کرد .

پیروز باشید

نوشته شده توسط ساینا در 3:47 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

                                                  کورش ما راببخش                                 

 

 

کورش،تاریخ را درنوردیدم وبرای پوزش به بارگاهت آمدم.

 

به بارگاهت آمدم تا بگویم ما را ببخش که ما حتا شایسته ی شنیدن نام تو نیستیم.

 

به بارگاهت آمدم تا بگویم ببخش آنانی را که برای چند روز بیشتر زنده ماندن قلم بر دست می گیرند و از تو و بزرگواریت، نا جوانمردانه بد می نویسند.

 

گر چه می دانم تو بزرگ تر از آنی که آنهارا نبخشی.

 

چگونه کسی که دشمن خود را بخشیدد و به او جا و مقام داد،  فرزند نافرمان خود را نمی بخشد؟

 

کورش من برای پوزش به بارگاهت آمدم. چه می توان گفت کورش؟ من تاریخ را در نوردیدم و امید بخشش دارم.

 

امیدم این است که به داریوش بزرگ هم بگویی که از اهورامزدا باز هم بخواهد که این سرزمین اهورایی را از دشمن و دروغ و خشکسالی دور نگهدارد.

 

کورش، این نا سپاسی را بر ما ببخش که ما به درازنای تازیخ زمان می خواهیم تا به بزرگی اندیشه ات پی ببریم و بدانیم چه بزرگ مردی در ایران می زیسته و چگونه با ملت خویش رفتار می کرده است.

  

                                                                                          نوشته:کیومرس سامیا کلانتری

                                                                                                   (هفته نامه امرداد)

نوشته شده توسط ساینا در 14:6 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه یازدهم شهریور 1387
بابا نان ندارد magnify
سلام خدا / با اینکه دیگه هیچ اعتقادی به وجود پر برکت!!! تو ندارم ولی باز هم مثل همیشه میخوام با تو حرف بزنم / نمی دونم چرا!! شاید برای اینکه تو بیکار ترین موجودی هستی که من می شناسم
می دونی چیه؟ من دیگه خسته شدم / یعنی ما هممون دیگه خسته شدیم
ما گرسنمونه/ ما سردمونه/ غذا میخوایم/ جای گرم میخوایم
امشب یه شب سرد زمستونیه / بابا وقتی از در خونه اومد تو باز هم مثل همیشه زود رفت تا بخوابه ، سراغ غذا نرفت چون می دونست اجاق خالیه
بابا این روز ها تا از سر کار میاد خونه از ترس اینکه بهش نگیم فلان چیزرو میخوایم زود خودشو میزنه به خواب / آخه بابا خیلی غرور داره ، نمی تونه بمون بگه ندارم
داداش هنوز تو خیابونا دنبال آدم پولدارا میگرده / داداش شغل نسبتا خوبی داره از آدمای بالا شهری یواشکی بدون اینکه خودشون متوجه بشن پول قرض می گیره ولی دیگه بهشون پس نمی ده ، آخه دیگه پیداشون نمی کنه
داداش داره پولاشو جمع میکنه تا عید با دوستاش بره شمال / میگه جای خیلی قشنگیه ، مثل بهشت می مونه ، هم سبزه هم آبی
راستی یادم رفت بگم آبجی معمولا شب نمیاد خونه آخه اون شبها تا صبح کار میکنه ، صبح ها تا عصر می خوابه ، عصر ها هم میره دنبال مشتری / اون دیگه واسه خودش کار میکنه / قبلا با یه خانمی کار میکرد که بهش می گفت خاله
آبجی میخواد پولاشو جمع کنه بره دبی ، می گه اونجا بیشتر قدر ماها رو می دونن
ساعت از 10 گذشته ولی هنوز مامان داره واسه اون خانمه که یه دونه از اون ماشینای با کلاس داره و همیشه مامان میره خونشون کمکش کنه تا خونشو تمیز کنه سبزی خرد میکنه / اخه اون خانمه فردا مهمون داره ، مامان باید دوباره بره خونشون
تلویزیون همینجوری داره واسه خودش اخبار نشون می ده / یه عالمه آدم ریختن تو خیابونا داد میزنن: یه چیز هسته ای حق مسلم ماست
من مطمئنم که اونام گرسنشونه
ولی نمیدونم این چه ربطی داره به گرسنگیشون
ولی لابد اون چیز هسته ای هم یه چیزی مثل تخم مرغ می مونه ولی از نوع هسته داره شه
خدایا هنوز بیداری؟ یا مثل همیشه وسط حرفهای من خوابت برده؟
دلم واسه تو هم می سوزه ، آخه تو هم دیگه نمی تونی کاری بکنی
تو هم هر وقت ما بنده ها ازت یه چیزی بخوایم ، مثل بابا از رو شرمندگی چشماتو می بندی و خودتو می زنی به خواب
اصلا تو هم بخواب ، من خودم یه روزی بزرگ میشم / از تو هم بزرگتر ، درسامو میخونم میرم دکتر میشم، اونوقت پولامو جمع میکنم / اونوقت واسه همه ی آدما نون می خرم اگه پولم اضافه اومد یکی دیگه هم براشون میخرم ، تا یکیشو بخورن ، یکیشو بذارن تو سفره هاشون / آخه بابا میگه اون قدیما تو سفره ی همه ی آدما نون بوده
بابا میگه اون قدیما بابا ها واسه بچه ها نون میاوردن / خواهرها شبها تو خونه های خودشون میخوابیدن / داداش ها تو مغازه ها کار میکردن نه تو خیابونا
بابا میگه اون قدیما شبها کسی گرسنه نمیخوابید
اون آقا تو اخبار داره میگه امروز کار لوله کشی گاز به ارمنستان تموم شده / یعنی ما میخوایم به اونا گاز بفروشیم
حتما اونام به جاش به ما نون میدن
 
نوشته شده توسط ساینا در 1:17 با موضوع: | لینک ثابت |